نخستین تجربه آفریقایی، گزارش سفر ده روزه به کنیا، دی ماه 88

 

 

 

موقعیت کنیا در شرق قاره سیاه

 

سفر به قاره سیاه، آنقدرها که فکر می کردم دشوار نبود. در آغاز، کسی حاضر نبود همسفرم شود تا اینکه نادر جعفری قبول کرد کمی مرخصی بگیرد و من هم زود بلیطها را آنلاین گرفتم تا نظرش عوض نشود! شاید ارزان ترین روش سفر بلیط شرکت  airarabiaباشد که از طریق شارجه تهران را به نایروبی وصل می کند. قیمت بلیط رفت و برگشت برای هر نفر برای 4 پرواز جمعا 470 دلار می شود ولی احتمالا باید در مسیر رفت و برگشت یک شب را در فرودگاه شارجه بگذرانید. بهترین فصل برای سفر به کنیا از ماه اکتبر تا فوریه است که هم کم باران است و هم دمای هوا چندان زیاد نیست. سفارت کنیا در خیابان گیتی ، بلوار گلستان ، خیابان آفریقاست و معمولا برخورد گرم و مناسبی با اتباع ایرانی دارند. صدور ویزای کنیا 3 تا 4 روز کاری طول میکشد و مدارک لازم یک فرم درخواست ویزاست که باید در 2 نسخه پر شود و یک قطعه عکس به همراه گذرنامه و کپی آن با 20 دلار آمریکا.

کشور کنیا با مساحتی معادل کشور فرانسه و با 40 میلیون جمعیت در جنوب سومالی و اتیوپی شرق سودان و شمال اوگانا و تانزانیا و در حاشیه اقیانوس هند قرار دارد. در دهه 70 از انگلیس جدا شده و خوشبختانه به همین دلیل، زبان انگلیسی به خوبی فهمیده می شود. پایتخت کنیا نایروبی است و شهرهای دیدنی دیگر آن، بندر مومباسا در شرق و کیزومو در شمال و در کنار دریاچه تورکانا ست. بلندترین نقطه کنیا، کوهی به همین نام با بلندای کمی بیش از 5000 متر است و نام کشور نیز از آن گرفته شده است.

 

من و همسفرم نادر در حال ترک خوابگاه مصلی نژاد، عاشق این لحظه هستم

 

به سوی پرواز، اتوبان قم

  

بالاخره روزی از روزهای سرد زمستان سال 88، از خوابگاه مصلی نژاد دانشگاه شریف، کوله ها را بر می داریم و با مترو تا حرم مطهر می رویم. از نانوایی مرقد امام دو سه کیلویی نان می خریم که خیلی هم خوشمزه است و تا حدود یک هفته بعد برایمان می ماند. با تاکسی 5 تومان می دهیم تا ما را به فرودگاه امام ببرد. آخرین کسانی هستیم که بارمان را تحویل می دهیم. و 13:50 به سوی بندر شارجه می پریم. فرودگاه شارجه بسیار شلوغ، کثیف و پر از حجاج هندی و نپالی است که از مکه برگشته اند بهتر است کلی خوراکی از ایران بیاورید البته اینجا یک فست فود است که انواع غذاها با قیمت نسبتأ مناسبی عرضه می شود.

 فرودگاه شارجه با امکاناتی بسیار کم برای استراحت مسافران ترانزیت

 

 

صندلی های خالی هواپیمای ایرعربیا در مسیر نایروبی

 

صبح روز 20 دسامبر هواپیمایی که فقط یک سومش مسافر است به نایروبی پرواز می کند و پس از 6 ساعت به فرودگاه jombokenyatta می رسیم علائم راهنما کمی گیج کننده است. بالاخره بار  را میگیریم و منتظر mercy دختری از نایروبی می شویم که قرار است بیاید دنبالمان. خوشبختانه توی شارجه با چند تا کنیایی که برای کار می خواهند به قطر بروند آشنا شده ایم. و مقداری دلار را با 1000 شیلینگ کنیا عوض کرده ایم. هر شیلینگ یا ksh 13 تومان به وقت امروز ارزش دارد. Mercy و دوستش بعد از یک ساعت سرو کله شان پیدا می شود و با تاکسی ما را به محله شان kayole که از حومه های زاغه نشین نایروبی است می برند با عبور از کوچه های شلوغ و کثیف و خیابانهای پر چاله و چوله و دیدن زندگی مردم اینجا می فهمم که جای فقیر نشین و حتما ناامنی است.

 نخستین چیزی که در کنیا می بینید، یک آسمان پاک و آبی است

 

 جمع کردن زباله، مشغله بسیاری از نوجوانان کنیایی است

  

آپارتمان mercy خیلی کوچک است و با آمدن 4 ، 5 نفر از دوستانش کوچکتر هم می شود. عصر که می شود راهی کوچه و بازار و تپه های پر از آشغال اطراف kyole می شویم و باتفاق 4 نفر از محلی ها از جمله mercy تقریبا در همه جای محله پرسه می زنیم. شب سری به مادر mercy می زنیم که در خانه ای روبروی ما زندگی می کند. برایمان آب موز- انبه می آورد و من که خیلی اعتماد نمیکنم بسیار کم از آن می خورم. حدود 9 برمی گردیم. Mercy و دوستش خانه را به ما واگذار می کنند و می روند جای دیگر. من و نادر تا صبح از ترس حمله اشرار محله ، خوابمان پریشان می شود.



نمایی از بیغوله های اطراف پایتخت و انبوه زباله های رها شده.

 

حتی خیابان های اصلی هم خاکی و پر از آشغال است

  

صبح mercy  بر میگردد تا ما را به شهر ببرد. Matatu ظاهرا ارزانتر وسایل نقلیه عمومی هستند که مسافت تقریبا 40 دقیقه ای را 40 شیلینگ طی می کنند داخل این اتوبوس های کوچک،  سیستم صوتی خوبی بسته شده و موسیقی با صدای بلند پخش می شود. مرکز شهر بسیار شلوغ و همه جا پر از آدمهای عجیب و غریب است. ترافیک خیلی سنگین است و این بیشتر مدیون رانندگی بی حساب و کتاب تردد همه جور گاری و وسیله حمل و نقل و باریک بودن جاده هاست.

ماتاتو، گاهی تنها وسیله سفر درون شهری است اگرچه بسیاری از عهده کرایه آن بر نمی آیند

 

 

نمای متفاوتی از کنیا، خیابانی در مرکز نایروبی

 

کمی پول تبدیل می کنیم و دنبال شرکتی برای رزرو سفر می گردیم. اطلاعات پراکنده و غلط زیادی می گیریم. و این باعث می شود زود خسته شویم. بی آنکه تلاشمان به سرانجام برسد بلیط Mombasa را با قیمت 1200 شیلینگ می خریم. با mercy برمی گردیم خانه شام می خوریم و با مهمان تازه ای که از شهر ایسلند آمده دیدار می کنیم. کمی خرید می کنیم. قیمت مواد غذایی تقریبا با تهران برابری می کند سوخت هر لیتر 1 دلار است و هزینه اقامت اگر هتل خوب پیدا شود کمی گرانتر از ایران.

بازارچه های محلی در نایروبی جای خوبی برای دیدن بخشی از زندگی و کار مردم است. اصولاً مغازه به سبک و سیاق خودمان یا چیزی شبیه دکان که چهار دیوار و سقف داشته باشد کمتر دیده می شود و دستفروش ها همه جا را اشغال کرده اند.

 

 

بدون شرح...

  

 

 

تقریبا همه چیز را می شود از دستفروش ها تهیه کرد از شیر مرغ تا خود مرغ!

  

صبح سه شنبه با تاکسی راهی river rd می شویم و سوار اتوبوس mombasa  می شویم. که سر ساعت 8:30 راه می افتد. جاده نایروبی به Mombasa بسیار باریک، خطرناک و فاقد هرگونه علائم راهنمایی است ماشین ها با سرعت و بی احتیاط از هم سبقت می گیرند به دلیل قیمت زیاد سوخت نسبت به در آمد بسیارکم، تنها ماشین های باری آنهم به تعداد زیاد تردد دارند. در این مسیر 8 ساعته شاهد چندین تصادف دلخراش هستیم. 

 در راه بندر مومباسا 

  

تصادف های مرگبار، جز لاینفک جاده های کنیاست.

  

با رسیدن به بندر تاریخی Mombasa در کرانه اقیانوس هند، آب و هوایی گرم و شرجی به ما خوش امد می گوید. اینجا 1000 سال پس از میلاد، بنا شده و اکنون 1 میلیون جمعیت دارد. مسلمانان بسیاری در اینجا زندگی می کنند و از مساجد و بناهایشان پیداست که بسیار فعال هستند و معیشت بهتری از مردمان بومی خود کنیا دارند. ویلاهای اختصاصی در ساحل و خودروهای لوکس که شیعیان Mombasa از آن برخورداند تفاوتی فاحش از سطح زندگی در این بندر را نشان می دهد.

 

قلعه 400 ساله Fort Jesus یادگار استعمار پرتفالی ها و حالا از دیدنی های مومباسا

  

 

منمایی از بندر تاریخی Mombasa

 

 

 

 زندگی عادی مسلمانان از همه فرقه ای در Mombasa، محله اسماعیلی ها

 

  

 

 سفره زیارت عاشورا در مسجد المهدی Mombasa در دهه محرم

 

 

گشت و گذار در سواحل دیدنی اقیانوس هند و خرید میوه های استوایی که بسیار خوشمزه است، همچنین پرسه در محله های مسلمان نشین این بندر، چند روزی ما را مشغول می کند. سواحلی که پیشنهاد می کنم سری به آنها بزنید، Tiwi و Diani است که در این زمان به خاطر جشن های کریسمس بسیار شلوغ است. در خلیج Mtwapa می توانید قایق سواری و پرنده نگری کنید و می توانید توری یک روزه به جزیره Avineccina یا همان ابن سینای خودمان بزنید که نمیدانم چرا این گونه نامگذاری شده است. 

  

 

آنچه باید حتما خورده شود، میوه های آبدار و گوشت آلود استوایی

 

  

 

 

 

نماهای دیگری از Mombasa

 

ساحل Tiwi در شمال Mombasa

  

 

 

لباس محلی اقوام Masai

 

 

 

 

 

محله اعیان نشین Mtwapa با جمعیت مسلمان

 

 

 

 یکی از دیدنی های دومین شهر بزرگ کنیا، مزرعه کروکودیل ها در Mamba Village  اطراف مومباساست که در آنجا می توانید هزاران کروکودیل بزرگ و کوچک را ببینید. همچنین شاید تنها در اینجا بتوانید یک مار پیتون آفریقایی را بر گردن بیندازید! 

 

 

مزرعه کروکودیل ها در Mamba Village 

 

شوخی شوخب، با مار پیتون هم شوخی؟! 

 

 

اگر زمان بیشتری داشتیم به Kisumu هم سفر می کردیم و اگر در این زمان جنگهای داخلی در شمال در جریان نبود سری به دریاچه Turkana می زدیم. اگر در ماههای سپتامبر و اکتبر به کنیا یا تانزانیا سفر می کنید، یک پیشنهاد خوب، پیوستن به تورهای Safari و دیدن مهاجرت وحوش بین پارک های Masai Marai و Serengeti بین این دو کشور است. قیمت این تورها البته برای ما بسیار زیاد است و دلیل آن استقبال زیاد اروپایی ها در این زمان است. در نایروبی هم پارک زرافه ها در راه فرودگاه از جاهای پربازدید است. اگر چه اگر خوش شانس باشید در جاده های بین راه هم می توانید آنها را آزاد و رها در طبیعت ببینید. اگر هم کمی اهل کوهنوردی باشید به قله Klimanjaro صعود نمایید. اگرچه بیشتر مسیرهای این کوه از کشور همسایه، تانزانیا آغاز می شود.

سفر ما آنقدر کوتاه است که بیشتر به یک آشنایی ساده با این قاره دیدنی و مملو از ناشناخته ها می ماند. آنچه بیش از همه در این سفر در خاطرم می ماند، لبخندهای بی ریایی کودکانی است که همه جای شهر پرسه می زنند. بسیاری از آنها آواره اند و پدر و مادرشان راهایشان کرده اند. مرگ و میر ناشی از ابتلا به مالاریا، ایدز و بیماریهای دیگر و جنگهای داخلی و شورش های اخیر چهره ای فقیر و بیمارگونه از این کنیا به جای گذاشته است. با این حال وقتی به عنوان یک غریبه به اینجا می آیید کودکان بسیاری دنبالتان راه می افتند و خنده های قشنگشان را بدرقه راهتان می کنند. خنده هایی که خاطرات خوش سفر شما به آفریقا می شوند.

 

 

پس از چند روز از Mombasa به پایتخت بر می گردیم تا از فرودگاه جومبو کنیاتا که به نام رهبر فقید کنیا نامگذاری شده است، به شارجه و از آنجا به تهران برگردیم. دفتر کوچک نخستین سفر آفریقایی که بسته می شود دلم هم تنگ می شود. شاید روزی بازگردم و باز توشه ای از این قاره پهناور بگیرم. پایان، فرودگاه بین المللی امام خمینی

 

 

و دوباره بازگشت، نمای دماوند سرافراز از پنجره هواپیما

  

 

.