قشنگ مثل قفقاز...

تجربه پیاده روی در ناحیه Tusheti گرجستان، خرداد 94

 

در سوی شمالی بلندی های قفقاز و درست هم مرز جمهوری های داغستان و چچن، سرزمینی به وسعت هزار کیلومتر مربع، زادگاه قومی به نام Tush است که از سالیان دور، اینجا می زیسته اند و به زبان Bats سخن می گویند. ناحیه Tusheti حالا در سرحدات Kakheti از استانهای شمال غرب گرجستان واقع شده. درخشش گرم آفتاب اواخر ماه می که برفها را از چهره قفقاز پیر، می زداید، رودهای پرخروش و دشتها و دامنه های سبزپوش دوباره رخ می نمایند و Tush ها که از زمستانهای سخت به کیلومترها دورتر در جنوب و دشت های گرم Alvani  و Akhmeta پناه برده اند باز می گردند تا چوپانی را که پیشه نیاکان شان است، دوباره رونق بخشند. همزمان پای دوستداران و گردشگران هم از دور و نزدیک به Tusheti کشیده می شود تا از نزدیک، شاهکاری از طبیعت قفقاز را به نظاره بنشینند. Tusheti زمانی دارای 50 روستا بوده که نزدیک به 5000 نفر در آن ساکن بوده اند. اکنون از بسیاری از آنها جز چند خانه و برجک که گاه مخروبه شده اند، برجای نمانده. این البته سرنوشت بسیاری از روستاهای گرجستان است که زمستانهای پربرفی را تجربه می کنند. اغلب ساکنان به شهرهای کوچک و آنها که سرمایه ای داشته اند به تفلیس کوچ کرده اند. اما هستند هنوز هم کلبه های کوچکی که در همه طول سال دودی از مطبخشان برمی خیزد. آنها که حاضر نشده اند سرزمین پدری را حتی در سردترین ماههای سال، تنها بگذارند.  

از سفرهای پیش، شنیده بودم و می دانستم که Tusheti انگار برای گرجی ها قداستی دارد و همواره از آن با غرور یاد می کنند. تصمیم گرفته بودم خودم را به آنجا برسانم و از روستای Omalo در این ناحیه پیاده راهی Shatili شوم، بزرگترین روستای ناحیه Khevsureti در غرب Tusheti. پیمودن این مسیر 80 کیلومتری، نیازمند برخورداری از امکانات کامل کمپینگ است زیرا در طول مسیر به جز روستاهایی که بعضا خالی از سکنه اند، مکانی برای شب مانی نیست. مسیر کامل GPS در اینجا آمده است. بیشترین ارتفاع مسیر، گذرگاه Atsunta در بین راه Omalo به Shatili با بلندی بیش از 3500 متر است. نقطه ای که ناحیه Tusheti را از Khevsureti جدا می کند.

بهترین زمان سفر، اواخر خرداد تا شهریور است. از اواخر شهریور، چوپانان Tush کم کم از سدحدات به سوی دشتهای Alvani سرازیر می شوند و برف که می آغازد، پیمودن مسیرها هم دشوار می شود. همانگونه که برای من بود! سفر من در زمانی انجام شد که به دلیل برف گیر بودن گردنه مرتفع Atsunta مرا ناگزیر کرد تا مسیر برگشت را بگیرم و هیچگاه به Shatili نرسم!

***

روزهای آغاز خرداد سال 94 است که با یک کوله تقریبا 10 کیلویی از شیراز راه می افتم. به تبریز و از آنجا به ماکو می رسم. مسیری که بارها برای سفر به ترکیه طی کرده ام. از مرز بازرگان، با همراهی یکی از کامیونهای حمل سیمان که مقصدشان تفلیس است به مرز Posov می رسم که ترکیه را از گرجستان جدا می کند. پیاده می شوم و به لطف چند کلمه گرجی که بلدم پلیس مرزی را راضی میکنم که ویزای دم مرز را برایم صادر کند. در این زمان، ایرانی ها برای گرفت روادید باید از تهران اقدام کنند اما من بی پروا و پیاده به مرز آمده ام. پس از وقفه ای در مرز و پرس و جو، پلیس که از مسیر و مقصد من آگاه می شود، بالاخره 15 روز برایم روادید صادر می کند و من برای چندمین بار به سرزمینی وارد می شوم که بوی خانه را می دهد. با کامیونی که به تازگی ار گمرک رد شده، همراه می شوم و نیمه های شب جایی در حومه تفلیس پیاده می شوم. تفلیس برایم آشناست و با اندک زبان محلی که می دانم، زود به هاستلی میرسم که شب را در آنجا سپری کنم.

روز بعد، از پایانه Ortachala مارشروتکا (مینی بوس) ی Telavi را سوار می شوم و پس از چند ساعت به استان Kakheti می رسم. از Telavi می توان با مرامی سواری (هیچ هایک) یا با مینی بوس هایی که زمان حرکتشان چندان منظم نیست به Kvemo Alvani یا آلوانی بالادست، رسید. از اینجا می توان از جیپ هایی که مسافران را در مسیر Alvani به Omalo جابه جا می کنند، کمک گرفت. کرایه هر نفر نزدیک به 50 لاری است و باید خیلی بخت یارتان باشد که بتوانید مرامی سواری بگیرید. مسیر بسیار پرپیچ و خم است و اگر پیاده هم به راه بزنید شاید نتوانید در همه مسافت کوهستانی، حتی جایی برای کمپ زدن بیابید. از Alvani که خارج شوید، در همه ناحیه Tusheti دسترسی به گاز، سوخت خودرو، دستگاه خودپرداز و تلفن همراه نخواهید داشت. به بهشت قفقاز خوش آمدید...

از زیاده نویسی پرهیز کرده ام تا تصاویر، خود گویای این تجربه خاطره انگیز باشد...

***

مسیر تبریز به ماکو در اتوبوس

 

دیواره سنگی قیه با شیب منفی 40 درجه در شهر ماکو (شهری ما بین دو کوه)

 

ورود به ترکیه و آغاز مرامی سواری با کامیون حمل سیمان، به سوی مرز گرجستان

 

بر فراز ابرها، گردنه Posov در ترکیه

 

مرز Vale و Posov که یکی از نقاط اتصال ترکیه و گرجستان است، با راننده های با مرام

 

آنسوی مرز، ورود به گرجستان همیشه باطراوت

 

 

قلعه Rabati بازمانده از قرن 9 میلادی بر فراز صخره ای در شهر مرزی Akhaltsikhe

 

میدان آزادی در تفلیس که همواره پاتوق انقلابیون بوده

 

 راسته فرش فروش ها در محله قدیمی تفلیس

 

بساط گل فروش ها در بازار تفلیس، یکشنبه آفتابی اواخر مه

 

 

آلوانی سفلی، در ناحیه Tusheti، آغاز پیاده روی ها

 

 

چوپانان Tushی در Alvani، با نان و شراب خانگی همراه همیشگی شان

 

 

مسیر 75 کیلومتری و هراس انگیز Alvani به Omalo که با خودروهای 4WD  پنج ساعت طول می کشد

 

پوشش های دست نخورده دامنه های قفقاز در Tusheti

 

گذار از گردنه برفگیر Abano Pass به ارتفاع 2900 متر، بلندترین جاده قابل تردد در ناحیه قفقاز

 

چوپانان Tush که از گرمسیر به سوی سرحدات کوچ می کنند، پرورش خوک و حتی خوردن گوشت آن در همه این نواحی ممنوع است

 

روستای Khakhabo

 

 

با مرزبانان Tushetiدر ناحیه پرمناقشه مرزی با داغستان

 

این گرجی های خوش نوش...

 

روستای Shenako

 

 

 

 

 

 

روستای Zemo Omalo

 

 

در مسیر Dartlo

 

 

 

 

 

 

 

روستای Dartlo که پس از آن باید از  روستاهای Parsma، Girevi و Chesho گذشت تا به گردنه مرتفع Atsunta رسید

 

روستای Diklo

 

شاخه ای از رود 351 کیلومتری Alazani که در همه مسیر با شماست

 

 

یک یخچال طبیعی در مسیر  Dartlo

 

 

تنها بازماندگان روستای Mirgvela که در تنها کلبه روستا از گردشگران پذیرایی می کنند

 

چوپانی از Tusheti در نزدیکی های Omalo

 

با یکی از زوستاییان Kvemo Omalo یا اومالوی سفلی!

 

روستای Khiso

 

گردنه Abano که 8 ماه از سال کاملا با برف پوشیده و رابطه Tusheti را با دنیای بیرون قطع می کند، در راه بازگشت 

 

 

بازگشت به Alvani با آب و هوا و مردمانی گرم

 

در خانه میزبانی مهمان نواز در Alvani

 

مزرعه بزرگ انگور در Kakheti که به سرزمین شراب گرجستان مشهور است، در راه Lagodekhi

 

نردی یا همان تخته نرد، سرگرمی بسیاری از مردان گرجی با این پیراهنهای یک نقش که تن خیلی هاست

 

گیلاسهای آبدار در خیابانهای Lagodekhi

 

 

کودکان در Lagodekhi

 

نان، پنیر و گوجه، پای ثابت همه سفره های گرجی 

 

خانواده مهربان نینو، که در Lagodekhi میزبان من بودند

 

شاخه ای دیگر از رود Alazani که در Lagodekhi جریان دارد

 

مسیر پارک جنگلی Lagodekhi که پس از چند ساعت شما را به مرتفع ترین دریاچه قفقاز در بلندی 2800 متری می رساند

 

گوشت و شراب و چاچا (وودکای خانگی) در همه مهمانی ها و سر همه میزها به وفور یافت می شود

 

بازگشت به پایتخت با تابستان های گرم اش

 

 

مرامی سواری در راه بازگشت به مرز ترکیه، نردیکی های Gori

 

 

رود Kura یا Mtkvari که 1500 کیلومتر است و تا تفلیس و بعد تا دریای خزر ادامه دارد، حاشیه شهر Borjomi

 

طغیان بخشی از رودخانه Mtkvari که به مرگ نوجوانی در روستای Dzveli منجر شد

 

خانواده میزبان من در روستای Dzveli در آخرین شب اقامت ام در گرجستان

 

!پس از سیل ویران کننده دیشب Dzveli مردان روستای

توشه ای که میزبانان مهربان روستا، بدرقه راهم کردند، پیاده در مسیر بازگشت به Akhaltsikhe

 

آخرین دشتهایی که از گرجستان می بینم... نزدیکی های مرز ترکیه

 

مرامی سواری با یک کامیون ایرانی که پس از تحویل سوخت به گرجستان از مرز ترکیه به وطن بازمی گردد.

 

دره های سبزپوش شمال غرب ترکیه، در ناحیه مرزی Posov

 

در همه عمرم، آبی به این سردی و گوارایی نچشیده ام، چشمه شهیدلر در بالاترین نقطه گردنه Posov، ترکیه 

 

بازگشت به میهن، گمرک بازرگان با نمایی از کوه آرارت

 

نمی دانم تاکنون چنین حسی داشته اید که جایی را مثل خانه بدانید. جایی که ابتدا برایتان غریب است اما به تدریج برایتان چنان آشنا می شود که برایش دلتنگ می شوید و هر بار که به آن بر می گردید، انگار کسی منتظرتان بوده. انگار خود را سالها ساکن این خانه می دانید. چرایش را از من نپرسید اما گرجستان برای من چنین است.

پایان

 
.