یادداشتهای سفر به چین ؛ سرزمین امپراطورها...

 (اسفند 85 و فروردین 86)

 

 

(این سفرنامه طوری نوشته شده که ضمن ثبت همه وقایع، میتواند راهنما و برنامه مناسبی برای سفر به چین باشد)

همه می پرسند چرا چین و من می گویم پس کجا?! امسال تعطیلات آخر سال و اول سال جدید را قرار است در یکی از قدیمیترین سرزمینهای دنیا بگذرانم. البته نه تنهایی بلکه با رضا مسلمی دوست و هم خوابگاهی قدیمی. بلیطمان را از خیلی وقت پیش با هواپیمایی امارات گرفته ایم و ویزاهایمان تجاری است نفری 780 هزار تومان برای 4 پرواز رفت و برگشت به چین از طریق دبی پرداخت می کنیم و 33 هزار تومان هم هزینه بیمه می شود. 310 هزار تومان برای ویزا و کلی خرجهای خرد و ریز که برای مقدمات هر سفری لازم است.

ده هزار تومان به آژانس می دهیم تا ما را از خوابگاه مصلی نژاد(دانشگاه شریف) به فرودگاه امام خمینی برساند. پرواز امارات در کمال تعجب با 2 ساعت تأخیر همراه است و اینطور که پرسیدم علت، تاخیر در پرواز از دبی به تهران است. به هر حال سوار می شویم، بویینگ 777 که مجهز به مونیتور برای هر صندلی است و کانالهای رادیویی و تلویزیونی مختلفی می توان شنید و تماشا کرد. بعد از 2 ساعت به فرودگاه DXBیا فرودگاه شماره 1 دبی می رسیم تا بار و بندیل ها را ببندیم و مسیرهای خروجی را پیدا کنیم یکی دو ساعت طول می کشد. مدارک هتلی که رزرو کرده ایم را نشان می دهیم. با اتوبوس مخصوص به Airport millennium Hotelمی رویم که تقریباً 5 دقیقه راه است.

لاین ویژه دوچرخه در همه خیابان های اصلی پایتخت

خیلی خسته ایم وضعیت هتل خوب است. اتاقی می دهند تا استراحت کنیم همچنین 2 فیش برای غذا و کافی شاپ پرواز دبی به چین ساعت 3صبح است و فرصتی برای خوابیدن نیست. یکی دو ساعت استراحت می کنیم و یک نیمه شب با همان اتوبوس به فرودگاه برمی گردیم. اطلاعرسانی خوب انجام نمی شود و اگر کمک یکی از کارکنان فرودگاه نبود با وجود اینکه 2 ساعت زودتر از پرواز به فرودگاه رسیده ایم، ممکن بود از پرواز جا بمانیم. ایرباس 340 به نظر هواپیمای بهتری است پرواز پس از نزدیک به 8 ساعت به PEK  یا فرودگاه بیجنیگ(همان پکن) می رسد. قیافه ها و اصوات عجیب، اولین نشانه های کشور پهناور چین است.

چین پر نقش و نگار، یکی از باغهای پایتخت

توی فرودگاه 100 دلار تبدیل می کنیم و 726 یوان می گیریم. برای توریست اطلاعات مفیدی وجود ندارد و این کمی عجیب است. نفری 16 یوان کرایه اتوبوس ما تا خیابان Dongsi shi Tiao است که نزدیک خوابگاه یا مسافرخانه ای است که قبلاً انتخاب کرده ایم. مدت زیادی با کوله پشتی های 20 کیلویی اینطرف و آنطرف می رویم. عده بسیار کمی انگلیسی بلدند اما همه دوست دارند کمک کنند خانمی دنبالمان راه افتاده تا آدرس را نشان دهد. مردم ، مهربان به نظر می آیند. با بدبختی هاستل(hostel) را پیدا می کنیم و یک تخت 2 نفره را شبی 140 یوان اجاره می کنیم این هاستل را از وب سایت مفید hostelbookers.comپیدا کرده بودیم. توی راه 2 بطری آب به قیمت هر بطری 2 یوان می خریم. هاستل sweet gardenجای خوبی است. توسط جوانها اداره می شود و همه جور امکانات از قبیل رزرو بلیط، تور، اینترنت و... ارائه می کند. وسائل را توی اتاق می گذاریم و توی کوچه می آییم. قیمت آب پرتقال هر بطری 3 یوان است و نسبت به آب فقط 1 یوان بیشتر است. به نظر آب پرتقالش طبیعی است. در حمام مسافرخانه که مثل دستشویی بین چند اتاق مشترک است دوش می گیریم و بعد از اینکه با چراغ الکلی جامد، کنسروها را گرم کرده و می خوریم. اولین شب خود را در چین تجربه می کنیم.

یادگاری روی دیوار هاستل بیتی از حافظ به مناسبت نوروز

صبح برای نشان دادن معرفی نامه هایی که از دانشگاه گرفته ایم راهی سفارت ایران در خیابان SANLUTANمی شویم خیلی از سفارت ها توی همین خیابان است. این خیابان شرقی ترین انشعاب عمودی خیابان Dong shi Tiaoاست. که هتل ما به آن نزدیک است. بلیط اتوبوس نفری 1 یوان است و بعداً فهمیدیم که تقریباً همه خطوط همین قیمت را دارند بعد از دیدن یکی از کارکنان سفارت، به خاطر دردی که من در معده یا جایی که هنوز نمی دانم احساس می کردم راهی بیمارستان international china-japan hospitalشدیم. ویزیت بیماران بین المللی جدا و خیلی هم گران بود.200 یوان برای دیدن یک پزشک داخلی گوارش. بیمارستان خلوت بود و پرسنل کارشان را خوب انجام می دادند. پزشک گوارش که یک زن سالخورده بود با دقت و وسواس همه چیز را چک کرد. جالب اینکه در ابتدا هیچ پولی از ما نگرفتند. یک آزمایش خون 15 دقیقه ای انجام  دادم و چند تا قرص گرفتم جمعاً 322 یوان بابت درمان پول دادیم. مسیر سفارت تا بیمارستان را 14 یوان دادیم و مسیر برگشت از بیمارستان تا هتل را 16 یوان و طی هر دو مسیر را با تاکسی رفتیم.

معبدگردی، یکی از جاذبه های گردشگری چین

دوباره دو بطری آب پرتقال خریدیم هر کدام 3 یوان. رضا لوبیا خورد و من به خاطر توصیه پزشک به خوردن کمی رنگینک(راستی رنگینک عجب غذای خوبی برای سفر است. خرمای بی هسته و گردو و کمی آرد تفت داده شده را با هم مخلوط کنید تا شبیه حلوا در بیاید. این غدا خاصیت فشردگی خوبی دارد و بسیار مقوی است.) اکتفا کردم. هتل را ساعت 2 ترک کردیم و جالب اینکه علیرغم تذکر صاحب هتل در شب قبل که ساعت تخلیه را 12 اعلام کرده بود، یک یوان هم جریمه نگرفتند. یک تاکسی گرفتیم و با 12 یوان به راه آهن آمدیم. 2 تا بلیط برگشت برای شهر souzhoگرفتیم. 3 تا نرخ داشت، صندلی، تخت معمولی و تخت راحت. ما نرخ وسطی را گرفتیم هر کدام 290 یوان برای ساعت 28/7 شب. کوله پشتی ها سنگین بود. آنها را به یک مرکز امانت در غرب ایستگاه سپردیم و برای هر کوله 10 یوان دادیم. تصمیم گرفتیم در چند ساعت باقیمانده از Temple of Heavenیا معبد آسمانی که خیلی تعریفش را شنیده بودیم و نزدیک ایستگاه بود، دیدن کنیم. 14 یوان کرایه تاکسی شد. خوشبختانه اینجا کرایه تاکسی ها منصفانه است و همه تاکسی متر دارند. بلیط ورودی باغ معبد 10 یوان بود ولی برای ورود به خود معبد 30 یوان دیگر طلب می کردند. اگر می خواستیم راهنما بگیریم هم 40 یوان باید پیاده می شدیم. معبد زیبایی بود و کلی عکس گرفتیم. پس از خروج از درب جنوبی معبد، از یکی از کیوسک ها، سیم کارت موبایل خریدیم. اینجا چند نوع موبایل وجود دارد. همان طور که به ما گفته شده بود از china mobileبا پیش شماره 135 (مناسبتیرن پیش شماره برای استفاده در همه شهرهای چین )استفاده کردیم و 280 یوان دادیم. 50 یوان اجازه تماس داشت و بعداً دوباره باید شارژ می شد. با اتوبوس 2 یوان دادیم تا پس از کلی پیاده روی که کرده بودیم سریع به ایستگاه برسیم. هنوز وقت بود و ما به رستوران KFCروبه روی ایستگاه رفتیم. جای خوبی بود. یک سوخاری و یک سیب زمینی و 2 تا آب به قیمت 32 یوان خوردیم و تقریباً 45 دقیقه مانده به حرکت قطار، کوله ها را تحویل گرفتیم. خورشید پکن پشت غبار و مه محو می شد و هوا رو به سردی می گذاشت. خیلی نگران زبان بودیم. در پکن عده خیلی کمی انگلیسی بلد بودند و معلوم نبود آیا بقیه شهرها همین عده کم برای کمک وجود دارند؟ به سرعت به قطار رسیدیم و جایمان را پیدا کردیم طبقه سوم واگن 6 جای تمیزی بود و پشیمان شدیم که طبقه پایین تر را که فقط 16 یوان اختلاف داشت رزرو نکرده بودیم. یادم رفت بگویم که یک بسته 10تایی کیک هم به قیمت 3 یوان خریدیم و همه به جز یکی را خوردیم. مردم پکن خیلی مهربان و فداکار بودند. گاهی وقتی آدرس می پرسیدیم کارشان را رها می کردند و دنبالمان راه می افتادند خیلی وقت ها هم از چند نفر دیگر سوال می کردند و حتی با موبایل می پرسیدند.

حالا به سمت Souzhoمی رفتیم که بیش از 1300 کیلومتر از پکن فاصله داشت و شهر کوچکی در غرب شانگهای بود. صبح زود به سوژو رسیدیم و با آدرس هاستل یا مسافرخانه ای که قبلاً به چینی نوشته بودیم به راحتی با یک تاکسی به مقصد رسیدیم کرایه تاکسی همه جا 8/1 یوان در هر کیلومتر است و به نظرم بهترین گزینه برای حمل و نقل درون شهری در چین است.

مسافرخانه تمیزی بود و 140 یوان برای یک اتاق 2 نفره پرداخت کردیم. کمی استراحت کردیم و پس از خوردن صبحانه عازم Tiger hills(تپه ببر) شدیم که یکی از زیباترین مناظر است. بالای آن یک عمارت یا Pagodaوجود داشت که متعلق به مذهبیان بودایی بود. مجسمه بودا هم به همراه دو مجسمه دیگر در اتاق دیگری نگهداری می شد. گلهای رنگارنگ و جاده های سرسبز از دیگر خصوصیات این محل دیدنی بود. برای رفتن به Tiger hillاز youth hostelاول اتوبوس 501یا204و بعد اتوبوس Y2را سوار شدیم. 2 تا بستنی خریدیم 5 یوان بعد از گشتن در این محل تاریخی به Heng Hillرفتیم.

تپه ببر یا تایگر هیل در شهر سوجو

با تاکسی 45 یوان شد و کلی پشیمان شدیم زیرا می شد با 2 اتوبوس یعنی 4 یوان به مقصد رسید. Heng Hillیک پارک خیلی سرسبز با تپه های سنگی و درخت هایی بود که در این فصل سال شکوفه کرده و خیلی زیبا شده بودند. ورودی اینجا 20 یوان بود که نسبت به محل قبلی 20 تا ارزان تر بود. با اتوبوس برگشتیم و بعد از کلی پیاده روی از souzho universityتوی کوچه پس کوچه های تاریک، به هتل رسیدیم. توی راه چند تخم مرغ و یک شیر و یک ماست و 2 تا آب بزرگ خریدیم که کلاً 20 یوان شد. قیمت بطری آب یک و نیم لیتری 8/2 یوان است.

سوژو برخلاف انتظارمان و همچنین برخلاف آنچه نقشه نشان می داد، شهر بزرگ و پر جمعیتی بود. خیابان های بزرگ و منظم و ساختمانهای متراکم به همراه اتوموبیل های مدل بالا و رستورانهای متعدد شاهدان این مدعا بودند. من حتی فکر کردم اگر قرار باشد روزی در چین درس بخوانم به سوژو بیایم. شب را در هتل ماندیم. من دوش گرفتم و بعد از کمی گپ زدن با توریست هایی که از آمریکا و انگلیس به آنجا آمده بودند، کمی با رضا ماست و رنگینک خوردیم و خوابیدیم. صبح دیروقت به ترمینال آمدیم و 2 تا بلیط شانگهای خریدیم هر کدام 30 یوان که به نظر من نسبت به زمان 1 ساعته تا این شهر، پول زیادی بود. اتوبوس سر ساعت مشخص شده در بلیط راه می افتد. مسیر سوژو به شانگهای یک اتوبان 5 بانده است که در دو طرفش کارخانجات صنعتی و مجتمع های بزرگ مسکونی بسیار زیادی ساخته شده و نمی توان تشخیص داد که شهر کجا شروع و کجا تمام می شود. نزدیک شانگهای ساختمان های سر به فلک کشیده حومه شهر که مملو از جمعیت است نمودار می شود. در ایستگاه اتوبوس شمال شهر پیاده می شویم. اولین کسی که از او می خواهیم ادرس هتل را به ما نشان دهد با یک راننده تاکسی درگیر می شود و سر چهارراه یک  دعوای خونین به راه می افتد. اتفاق بسیار بدی است. پلیس می آید و هر دو را دستگیر می کند. ما توبه می کنیم که از کسی آدرس بپرسیم. با آقای فرمند سر کنسولگری ایران در شانگهای تماس می گیریم. شماره اش 13901765036 است. نشانی کنسول را می گیریم و به خیابان FUXINGXI LUمی رویم. مرد مهمان نوازی است و کلی اطلاعات از چین و شانگهای دارد.

شبهای نورانی شانگهای، محله پوشین

نشانی یک رستوران ایرانی را هم به ما می دهد در راه برگشت تاکسی می گیریم و ادرس hostelرا که از اینترنت پیدا کرده ایم به او میدهیم. 180 یوان برای هر شب و یک اتاق 2 تخته، نسبت به موقعیت هتل و امکاناتش عالی است نام این هاستل Mingtown Etour Youth hostelاست و پیشنهاد می کنم اگر به شانگهای می آیید به این گزینه فکر کنید. وسایل را می گذاریم و شب راهی معروف ترین خیابان چین یعنی Nanjing Luمی شویم. خیابانی که در دو طرف آن برج های تجاری عظیم سر به فلک کشیده و سنگفرش آن اجازه عبور هیچ وسیله نقلیه ای را نمی دهد. زیبایی آن در شب دو چندان است. بعد از رد شدن در طول این خیابان به رودخانه Huangpuمی رسیم که در آن سوی آن برج معروفTV Towerبلندترین برج مخابراتی آسیا خودنمایی می کند. ظاهراً بالا رفتن از این برج 100 یوان خرج دارد. رودخانه Huangpuشهر شانگهای را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم می کند.

قسمت شرقی POUDONGنام دارد و نماد شانگهای مدرن است. این همان قسمتی است که خیابان Nanjingو people squareیا میدان خلق در آن قرار گرفته است سمت غرب PUSHINGاست که قدمت بیشتری دارد. حاشیه رودخانه در سمت POUDONGمحل زیبایی برای پیاده روی است و Bundنام دارد. خیلی از افراد پیشنهاد سکس، ماساژ توسط خانم و خرید ساعت می دهند و به ما توصیه شده که هیچ کدام را جدی نگیریم این توصیه یک توریست فلسطینی بود که در هتل ما بود و خیلی زود با هم آشنا شدیم. یک کشتی با قیمت نفری 2 یوان ما را به آن سوی رود Huangpuبرد و رستوران ایرانیprince of Persia  واقع در زیرزمین world plazaمحل دیگری بود که از آن دیدن کردیم. تلفن این رستوران 68873007 است و یکی از بچه های خوب ایرانی به اسم امیر با شماره موبایل 13671991014 در آن کار میکند. در راه برگشت تا هتل کمی آب و آب میوه خریدیم. شهر بزرگ شانگهای نماد مسلم کشور چین است. 17 میلیون جمعیت و 280 میلیارد دلار واردات و صادرات به همراه 250 کیلومتر شبکه جاده هوایی در مساحتی به اندازه 7000 کیلومترمربع این شهر از سایرین متمایز می کند. بزرگ ترین فولادسازی جهان با ظرفیت 25 میلیون تن در سال اینجا احداث شده و معروف ترین و مهم ترین شهر کشور چین است. جالب است که شانگهای از 110 سال پیش برق و سینما داشته. جلوه های ساخت و ساز آن شما را یاد نیویورک می اندازد.

صبح دیروقت از خواب برمی خیزیم. هوا به شدت بارانی است و نمی شود از جاهای معروف دیدن کرد. با این حال سری به استادیوم شانگهای می زنیم که قرار است در سال آینده یکی از میزبانهای مهم المپیک 2008 باشد. این مسیر را از ایستگاه راه آهن با 4 یوان طی می کنیم. راستی یادم رفت که صبح اول وقت برای خرید 2 بلیط شهر GUILINرفتیم ایستگاه راه آهن نوع صندلیHARD SLIPPERرا هر کدام 42 دلار خریدیم. بلیطهای قطار نسبت به سایر هزینه ها بسیار بالاتر از ایران است و نمی دانم چرا هزینه حمل و نقل بین شهری اینقدر سرسام اور است در حالی که کرایه تاکسی و اتوبوس خیلی معقول است. از استادیوم شانگهای تا میدان خلق با مترو برمی گردیم. شانگهای 5 خط مترو دارد که میدان خلق در تقاطع خط 1 و2 قرار دارد. خط 1 از شمال به جنوب، 2 از شرق به غرب و 4 به شکل دایره ای در مرکز، 3 از شمال شرق تا جنوب غرب و خط 5 در امتداد جنوبی خط 1 است. بلیط مترو از 2 یوان تا 4 یوان متغیر است.

برنامه حرکت بسیار منظم است و یکی از تجارب موفق مدیریت شهری در شانگهای محسوب می شود. ساعات کار مترو از 30/6 تا 11 شب است. توی میدان خلق مشغول عکس گرفتن می شویم که چند چینی پیش می آیند و سلام می کنند. آدمهای خوبی به نظر می رسند. کلی خوش و بش می کنیم و کلی راجع به کشورشان می پرسیم. آنها هم سوالاتی راجع به ایران دارند. 2 پسر جوان و نوجوان و یک دختر جوان که خود را توریست و دانشجوی زبان و تاریخ معرفی می کنند. گرم گفتگو می شویم و از ما دعوت می کنند به یک رستوران چینی برویم و چای بخوریم. چند خیابان پیاده می رویم. وارد یک پاساژ می شویم و درست در ابتدای پلکانهایی که ظاهراً به سمت رستوران می رود متوجه می شوم کلکی در کار است. رضا هم مشکوک شده و می ترسد. از او می خواهم که برگردیم. خیلی دست پاچه شده اند. به هر حال خطر رفع می شود و ما برمی گردیم. تمام شواهد نشان می داد که کلاهبردار بودند. خلاصه حواستان باشد اگر کسی شما را به چیزی دعوت کرد اصلاً قبول نکنید آنهم در شانگهای! عصر کلی می خوابیم و بعد از غروب راهی پارک می شویم و کلی ورزش می کنیم. دربه در دنبال نان می گردیم اما پیدا نمی کنیم. 4 تخم مرغ می خریم 2 یوان و راهی هتل می شویم. دوش می گیریم و می خوابیم.

چینی ها آرامش را مدیون تعالیم کنفوسیوس هستند

روز بعد به century parkیا پارک قرن می رویم که ورودی آن 10 یوان است و بسیار بزرگ و زیباست جالب است که اینجا پارک های داخل شهر هم ورودی دارند. درست است که کشور گرانی نیست اما شما باید بابت همه چیز پول بدهید. 4 یوان نفری پول بلیط مترو می شود که نسبت به تهران خیلی گران است. در راه برگشت ایستگاه Lujianiپیاده می شویم تا سری به آکواریوم شانگهای بزنیم برج مخابراتی شانگهای هم دقیقاً کنار آکواریوم است و ورودی این دو محل به ترتیب 120 و 135 یوان است. سریع به هتل برمی گردیم و وسایل را جمع می کنیم. یک ساعت بعد ایستگاه قطار شانگهای هستیم. تا الان شلوغ ترین جایی بوده که در چین دیدم. به زحمت می توانیم با این کوله های سنگین راه برویم. قطار Guilinبا 10 دقیقه تأخیر که خیلی عجیب نیست راه می افتد و ما سفری 27 ساعته را آغاز می کنیم. خوشبختانه کلی نان و میوه و آب پرتقال با خودمان همراه کرده ایم. امروز 21 مارس است. ساعت 8 و 7 دقیقه و 26 ثانیه به وقت اینجا، سال 86 شمسی تحویل شد و ما بدون هفت سین، روی تخت طبقه سوم کوپه مان بدون هیچ تشریفاتی سال نو را آغاز کردیم. چند ساعت به مقصد مانده، مناظر اطراف بسیار زیباست مزرعه های بزرگ برنج و خانه های روستایی که به سبک و سیاق ساده و یکسانی، حکایت از زندگی کشاورزان زحمتکش این منطقه دارند. تپه های جنگلی در  دوردست ها در میان مه خودنمایی می کنند و رودخانه های آرامی راه خود را از میان زمین های کشاورزی باز کرده اند. زن و مرد در کنار هم با ساده ترین وسایل کشت و زرع مشغولند. حالا طبیعت بهاری چین را می شود بهتر دید. Guilinشهر تپه ها، صخره ها و غارهاست.

شهر GUILINهمانطور که پیش بینی کرده بودم شهر بسیار زیبایی بود شاید بدشانسی ما بود که در آن دو روز کاملاً مه آلود بود وابرهای سپید سنگینی روی شهر خیمه زده بودند. رودخانه LIJIANGتقریباً شهر را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم می کرد بازهم به Youth Hostelرفتیم که من جداً فکر می کنم بهترین گزینه برای اقامت اقتصادی در هر شهری است جالب است که کنسولگری ایران در شانگهای ادرس Hostelها را از ما خواست تا به بقیه معرفی کند. 110 یوان برای اتاق 2 نفره در هر شب عدد معقولی بود و ما 3 شب در این شهر سرسبز و مه آلود ماندیم. روز اول به princes cityو beauty parkرفتیم تا تپه ای که می گویند از بالای آن همه چیز پیداست را ببینیم. ورودی 50 یوان شاید عدد زیادی باشد اما الان فکر می کنم بعضی وقت ها انسان نباید زیاد به اعداد فکر کند. معبد کنفوسیوسن و هال chenggunاز جمله مکان های دیدنی این مجموعه بود. سپس عازم Reed Flute Caveیا غار فلوت شدیم. که از شهر کمی دور بود و 5/17 یوان به تاکسی پرداختیم مناظر اطراف آنقدر زیبا بود که کرایه تاکسی را زود فراموش کردیم و دهها عکس گرفتیم. یک پارک جنگلی که غار بسیار عجیبی در آن قرار داشت و ورودی آن 60 یوان بود. باز هم یاداوری میکنم که در چین کمترین امکانات و مکان ها نیاز به ورودی دارند.

درون غار از نظر زمین شناسی بسیار دیدنی بود و همیشه نوای فلوتی داخل آن بگوش می رسید که البته به خاطر ضبطی بود که آنجا گذاشته بودند!

ناهار خوردیم و با اتوبوس خط 3 به شهر برگشتیم علیرغم خستگی زیاد اما به مکان دیگری به اسم park seven starیا camel parkرفتیم که در شرق رودخانه قرار داشت. علت این نوع نام گذاری وجود یک کوه سنگی شبیه شتر بود که یک کوهان دارد و نشسته است. اگرچه ما کلاً تشابه زیادی نمی دیدیم. اما چینی ها اصرار داشتند که تشبیهات زیادی بین واقعیات طبیعی و تصوراتشان برقرار نمایند. ورودی این پارک 30 یوان بود و بسیار زیبا و سرسبز بود. در راه برگشت با مراجعه به مراکز CITSدر شهر، بلیط قایق فردا صبح را برای روستای YANGSHOخریدیم. این قایق قرار بود روز بعد با عبور از رودخانه LIJIANG(در زبان چینی اما به معنی رودخانه، LUبه معنی خیابان و LINبه معنی جنگل است) از شهرGUILINبه YANGSHOببرد. قیمت بلیط متأسفانه خیلی گران بود 325 یوان برای چینی ها و 460 یوان برای خارجی ها با راهنمای انگلیسی و غذای بهتر. البته ما نوع چینی را گرفتیم و خوشبختانه روز بعد وقتی مینی بوس از طرفCITSدنبالمان آمد فهمیدیم چند چینی انگلیسی زبان در تور هستند. از دیگر خدمات این تور، گشت و گذار در YANGSHOو پذیرایی ناهار بود. روز بعد یکی از فراموش نشدنی ترین صحنه های طبیعت را دیدیم. مسیر رویایی قایق در عبور ازLIJIANGبه مدت نزدیک به 5 ساعت و هوای طرب انگیز بهار در این استان جنوبی چین و البته هم صحبتی با مدیر صادرات واردات یک شرکت آلومینیوم سازی که همه جا برایمان توضیحات انگلیسی می داد و کلی اطلاعات را به ما منتقل کرد. وقتی به YANGSHOرسیدیم یک مینی بوس ما را به چند موزه کریستال و سنگهای قدیمی، یک معبد بودا و یک غار بسیار بزرگ و نیمه آبی به اسم Dragon Caveیا غار اژدها برد. اینها همان خدمات تور بود که با رساندن ما بهCOUILINبه اتمام رسید.بعد از رسیدن به GUILINسراغ ماساژ چینی رفتم، 40 یوان برای نیم ساعت و یک ماساژ کامل چینی که احساس می کنم خیلی موثر بود. اینجا چندین نوع ماساژ داده می شود. سنتی، پا، با روغن و برای هر کدام از 60 تا 100 یوان به ازاء یک ساعت مطالبه می کنند که با کمی چانه زدن می توانید، خود را به دستان باتجربه ماساژور بسپارید و سپس خواب آرامی را تجربه کنید. سفر به GUILINرا حتماً تجربه کنید. هنوز خاطره فراموش نشدنی سفر در رودخانه 437 کیلومتری LIJIANGکه البته قایقهای توریستی فقط 80 کیلومترش را می  پیمایند، با خود مرور می کنم که سفرمان به ایالت YUNNANآغاز می شود. متأسفانه بلیط مستقیم از GUILINوجود ندارد. می گویند در چین باید حداقل 3 روز قبل بلیط قطار بگیرید. صف های طولانی خرید بلیط و قطارهای مملو از مسافر که هر روز از پیچ و خم شبکه پهناور راه آهن عبور می کنند حکایت از تقاضای زیاد برای حمل و نقل ریلی است.

در روزنامه امروز می خواندم که در طول 20 روز گذشته 100 میلیون مسافرت در چین انجام شده و البته یک علت هم، شروع فستیوال های بهاری ذکر شده بود. به هر حال قیمت بلیط ها چندان اقتصادی نیست اما بهترین وسیله سفر است. حساب می کردم که به ازای هر ساعت تقریباً 1200 تومان یا 1 یورو معادل 10 یوان بابت مسافرت با قطار باید پرداخت. از GUILINبه NANNINGآمدیم و 5/2 ساعت به خوردن ناهار و تبدیل پول و شارژ کردن موبایل به اندازه 50 یوان، گذشت و قطار بعدی به مقصد KUNMINGمرکز ایالت، ساعت 20 دقیقه به  4 عصر راه افتاد. آنقدر خسته بودیم که تقریباً همه 14 ساعت راه را خوابیدیم. تاکسی گرفتیم و به Cloudland Youth hostelرفتیم که واقعاً جای خوبی بود. یک اتاق 2 تخته مرتب و شیک، شبی 90 یوان و برای ما که 4 شب قصد اقامت داشتیم مناسب بود. شهر بزرگ KUNMINGواقع در جنوب غربی چین، مرکز ایالت YUNNANو نزدیک به لهاسا بود.

چهره مردم با قسمت های شرقی متفاوت بود. هوای گرم و تابستانی شهر ما را از لباسهای زمستانی بی نیاز می کرد. عصر یکشنبه بود و برای پیاده روی بیرون رفتم، منظره نزدیک به Hostelخیلی دیدنی بود. عده زیادی از پیرمردها و پیرزن ها در حال ساززدن و آواز خواندن، نظر خیلی ها را به خود جلب کرده بودند. ساززهی خاصی شبیه کمانچه خودمان و البته با پیچیدگی کمتر به تعداد زیادی نواخته می شد. زنها با لباس و آرایش خاصی ضمن آواز خواندن نمایش می دادند. ایالت Yunnanنزدیک به 50 میلیون نفر جمعیت دارد و به لحاظ طبیعی مورد توجه خیلی از جهانگردان است مثلاً همزمان با سفر ما یک گروه ایرانی قرار بود کل تعطیلات نوروز را تنها در این ایالت به گشت و گذار بگذرانند. شهرKunmingغیر از چند موزه و پارک و جنگل stone forestکه در مسیر Guilinبه این شهر قراردارد، جاذبه گردشگری خاصی نداشت. عصر یکشنبه تا پارک Green Lakeکه تقریباً مرکز شهر است پیاده روی کردیم. خوشبختانه ورودی نداشت و شما باید حدس بزنید که چندان هم جالب نبود.

شهرهای DALIو LIJIANGجزو بهترین نقاطی است که در ایالت Yunnanو در شمال غرب Kunmingقرار دارد و تقریباً همه توصیه می کنند که سری به آنها بزنید. فاصله  Kunmingتا DALI3840 کیلومتر  و تا LIJIANGتقریباً 570 کیلومتر است. ما برای دوشنبه ساعت 1 عصر 2 تا بلیط برای Daliمی گیریم و هتل را ساعت 12 ترک می کنیم. تا ایستگاه اتوبوس راه زیادی است و با تاکسی 20 یوان می شود. اتوبوس DALIخیلی مجهز و مدرن است و صندلی های با روکش چرمیش مسافرت را برای 5/4 ساعت، تسهیل می کند. البته این امکانات نسبت به یک بلیط 126 یوانی چندان عجیب نیست. مناظر دو طرف جاده خیلی زیباست. کم کم سروکله رشته کوه های بلندی پیدا می شود که دامنه شان پوشیده از جنگل و رودخانه است و سمت راست جاده مزرعه های سرسبز برنج و چای جلب توجه می کنند. شهر DALIدو قسمت است. قسمت اصلی و OLD DALI. ما مستقیماً به youth hostelمی رویم و یک اتاق 2 تخته تمیز 80 یوانی را شبی 65 یوان کرایه می کنیم. حمام و دستشویی داخل اتاق است و قیمت خیلی مناسب است. داخل hostelدکوراسیون عجیبی وجود دارد و کوههای برف گیر DALIاز اینجا به خوبی پیداست. تقریباً 2 کیلومتری اینجا یک پارک با سهpagodaاست که به همین نام هم معروف است و  طرف غروب سری به آن می زنیم. هوای شهر خنک تر از Kunmingاست و هنوز کاملاً بهار را به خود ندیده است و این برای شهری با ارتفاع 1900 متر از سطح دریا دور از انتظار نیست.

برای فردا بلیط تله کابینی را می گیریم که از ایستگاه Gantongپس از طی 2630 متر به دامنه کوهستانهای changshanمی رود. کلاً در DALIمی توانید کوهپیمایی کنید و یا از یک تور دریاچه نوردی استفاده کنید. تور یکروزه دور دریاچهErhaiرا که بیشترین مساحت شهر را به خود اختصاص داده، طی می کند و از دو جزیره نیز دیدن می کند. قیمت تور 200 یوان برای هر نفر است. ما با توجه به اقامت کوتاه در DALIترجیح می دهیم بلیطهای رفت و برگشت تله کابین را تهیه کنیم. رفت 45 یوان و برگشت 60 یوان. البته رفت تله کابین است و برگشت با تله سیژ. صبح با تاکسی از هتل تا معبد Gantong، 10 یوان می دهیم و با تله کابین به فراز دامنه های پردرخت کوه به ابتدای مسیری می رسیم که برای پیاده روی ساخته شده و به طول 13 کیلومتر یکی از رویایی ترین مکانهایی است که ممکن است در این کشور ببینید. رشته کوههای با ارتفاع بیش از 4000 متر که هنوز برف روی قله هایشان نمایان است و دامنه با جنگلهای تنک به دریاچه Erhaiو کل شهر مشرف است و مزرعه های سرسبز که کنار خانه ها به وجود آمده از این نقطه، منظره چشم نوازی دارد. در میانه این مسیر 13 کیلومتری، آبشار بسیار زیبایی راه خود را از میان یک دره طولانی باز کرده و 7 حوضچه زیبا به وجود آورده است که بسیار دیدنی است. ساعتی کنار آبشار استراحت می کنیم. پارک خیلی خلوت است و تعداد کل افرادی که چند نفرشان هم خارجی هستند در این مسیر میبینیم انگشت شمار است. مشخصات مراجعین و توریستها در چند ایستگاه مختلف توسط پلیس ثبت میشود. ملیت، نام و وسایلی که به همراه دارند از جمله این مشخصات است. در انتهای مسیر از تله سیژ Cangshanپایین می آییم. حالا شهر و دریاچه Erhaiو نیز پارک معروف 3 پاگودا به خوبی معلومند. نکته جالبی که توجهم را جلب کرد احترام مردم به محیط زیست بود. هر جا که می رفتیم سطل زباله و علائم هشداردهنده و تابلوهایی برای حفظ محیط زیست وجود داشت و یاد ایران می افتادم که بطریهای زمزم و قوطی های نوشابه و کنسرو مثل نقل و نبات همه جا در طبیعت سرگردان است. تقریباً در 9 کیلومتری مسیر انشعابی وجود داشت که به سمت حوضچه "7 دختر اژدها" می رفت و ما چون از اژدها خیلی می ترسیدیم فقط مقدار کمی در آن مسیر فرعی پیاده روی کردیم. البته یک ورودی 30 یوانی هم داشت و این دلیل اصلی ترسمان بود. راستی اسم مسیر cloudy tourist roadیعنی جاده توریستی ابری بود شاید بخاطر اینکه خیلی از اوقات مه آلود است. از تله سیژ پیاده شدیم و تا هتل پیاده آمدیم. بلیطهای اتوبوس برای Kunmingجمعاً 220 یوان شد در هتل عده ای مشغول تماشای فیلم روی پرده بودند. هتل جالبی است. با این قیمت کم سینما هم دارد.

صبح یک صبحانه حسابی می خوریم و نفری 10 یوان بابت آن می پردازیم. این صبحانه هم در هتل سرو می شود و خیلی متنوع است. در چین پیدا کردن کره و پنیر و مربا و نان بسیار مشکل است. تخم مرغ هم به ندرت یافت می شود. بعضی دستفروشها تخم مرغ آب پز می فروشند. اما در صبحانه DALIهمه اینها غیر از پنیر وجود داشت. دوچرخه ای کرایه می کنم و ساعتی 1 یوان می دهم تا به بانک بروم و مقداری دلار تبدیل کنم نرخ تبدیل با اندکی تغییر 7.66یوان به ازاء هر دلار آمریکاست. در بانک پولها را چند بار نگاه می کنند 2 بار می شمرند(حتی اگر 2 برگ اسکناس باشد!) و کلی فرم باید امضاء کنی که دلار را برایت تبدیل کنند. سریع برمی گردم و از هتل به سمت محلی که باید برای حرکت اتوبوس عظیمت کنیم، خارج می شویم. چند CDموسیقی می خرم و 40 یوان می پردازم. اکثر CDها کپی شده و مثلاً CDاصلی که 100 یوان قیمت خورده است 10 یوان فروخته می شود. یک توصیه جدی برای خرید دارم. شهرKUNMINGو DALIبهترین محل برای خرید لوازم مخصوصاً پوشاک است. هیچگاه برای خرید از پکن و یا شانگهای اقدام نکنید. اتوبوس Volvoبعد از 5/4 ساعت ما را به مقصدمان یعنی Kunmingمی رساند و در فرصت باقیمانده تا حرکت قطار به سمت XIANیعنی ششمین شهر سفرمان، برای 35 ساعتی که قرار است در قطار باشیم کلی میوه و سوپ و مایعات خریداری می کنیم. قیمت آب پرتقال های 2 لیتری، 7 یوان است و خیلی به صرفه است. موز کیلویی 3 یوان و پرتقال کیلویی 6 یوان به فروش میرسد. قیمت مواد غذایی چندان تفاوتی با تهران ندارد و اکثر مردم قدرت خریدشان در حد میوه های ارزان و سوپ های آماده 5/3 یوانی است که در واقع مشتی رشته جامد و ادویه است که باید با آب جوش مخلوط شده و خورده شود. آب جوش در قطار و همه مسافرخانه ها و ایستگاهها یافت می شود.

کم کم نگاه جدیدی به زندگی چینی ها پیدا می کنم. وقتی یک کارگر ساده ماهی 1000 یوان می گیرد می توان تصور کرد که چقدر فقیر زیاد است. زنان بسیاری درگیر مشاغل خرده فروشی و دستفروشی هستند و همیشه در حال التماس کردن برای آنکه چیزی از آنها خریده شود. توی Kunmingمنظره ای دیدم که فراموش نمی کنم. زیر سقف یک توالت عمومی مردی با زن و دو فرزندش مشغول خوردن غذای ساده ای بودند و معلوم بود درامد این خانواده از ورودی این توالت تأمین می شود. فکر کنید زندگی چقدر سخت می شود وقتی هر نفر فقط 2/0 یوان بابت ورود به این دستشویی که حتی ممکن است توسط خانواده اجاره شده باشد، بپردازد. هزینه مسافرت و حتی خرید آب میوه و غذاهایی بهتر از سوپ های آماده واقعاً بالاست.

سفر 35 ساعته به XIANهمراه با خستگی و کسالت بسیار است. به محض رسیدن به شهر به Seven Sage Hostelمی رویم که خیلی به ایستگاه قطار هم نزدیک است. قسمت قدیمی شهر توسط یک دیوار از 4 طرف محصور شده نام این دیوار city wallاست که می توان با پرداخت 40 یوان به بالای آن رفته و قدم زد. در وسط ضلع شمالی و جنوبی، دروازه های شمال و جنوب قرار گرفته. هوای شهر گرفته و غبارآلود است. هتل قیمت های بالایی پیشنهاد می کند. در یک اتاق 5 تخته، اقامت می کنیم و بابت هر تخت 35 یوان پرداخت می کنیم. یک تور یکروزه که از طرف Hostelترتیب داده شده بود، ما را به ازاء نفری 245 یوان به 3 نقطه دیدنی شهر برد. اولین جا یک موزه تاریخی بود که تاریخ شهر را در قالب ماکت و مجسمه بازسازی کرده بود و شهر 3000 ساله XIANرا که پایتخت 6 سلسله از 13 سلسله حاکم بر چین از ابتدای تاریخ شناخته شده تاکنون بوده است را به تصویر کشیده بود. نقطه بعدی منطقه کشف شده Terracottaبود که در سال 1976 توسط یک کشاورز به طور اتفاقی کشف شده بود. در زمان امپراتورهای سلسله HANو به دستور شخص امپراتور حدود 700 هزار نفر در مدت نزدیک به 40 سال کار ساختن 8066 سرباز را به اتمام می رسانند.

این سربازها از خاک رس شکل گرفته و پخته شده اند و هیچکدام شبیه هم نیستند. امپراتور معتقد بوده که پس از مرگش این سربازان او را از مرگ حفظ کرده و نظیر همه سربازان و سلاحها و حتی اسبهایشان باید ساخته شود. پس از مرگ امپراتور و حمله شورشیان بسیاری از سربازها خراب می شود. این مکان 3000 ساله هم اکنون محلی برای بازدید هزاران توریست در سال شده است.

نکته جالب اینکه تجارت در اینجا بازار گرمی دارد. هر چیزی که مرتبط با این محل باشد به قیمت های متنوعی به فروش می رسد و ما حتی شک می کنیم که نکند این سربازان هم ساختگی باشند. به هر حال ورودی 90 یوان بابت دیدن مشتی سرباز که اکثراً بازسازی شده اند و اطراف آنها پر از فروشگاه لباس و CDو مجسمه و عکس مربوط به آنهاست به نظرم چندان جالب نیست. محل بعدی پارک معروف Hot-springاست که چشمه های آب گرم در آن جاری است و در زمان امپراتوری TANGاز این آب های زیرزمینی برای شستشو و مصارف درمانی استفاده می شده است. اگرچه محل دیگری در XIANبه توریست ها توصیه می شود که کوهستان Haushanنام دارد اما ما وقتی برای دیدن آن نداریم.

صبح فردا یعنی شنبه به موزه SHAANXIمی رویم بلیط 35 یوانی آن ارزش دیدن اشیاء و مجسمه های مربوط به بیش از 5000 سال را دارد که از سراسر چین جمع اوری شده اند. جمجمه  انسان 6000 ساله و مجسمه های برنزی و سفالی که با کمترین امکانات در زمانهای بسیار دور ساخته شده اند و نیز انواع ظروف، سکه و ابزارهای شکار و جنگ و موسیقی و... توجه هر بیننده ای را جلب می کند. در مجموع، شهر XIANآنقدرها جالب نیست. هوای شهر گرفته و قیمت ها در مقایسه با شهرهای جنوبی بالاتر است. اگر علاقه ای به تاریخ ندارید، XIANشهری نیست که دیدن آنرا به شما توصیه کنم. در XIANدو برج معروف به نامهای Bell towerو Drum Towerوجود دارد که علت نام گذاری آنها وجود زنگ و طبل بزرگ در بالای بنایی است که ساختمانهای شبیه به Templeدر آن ها ساخته شده است و Drum Towerدر واقع همان دروازه جنوبی شهر است. دروازه جنوبی ابتدای خیابانی است که Islamic Streetنام دارد و غذاهای مسلمانان آنجا طبخ می شود. از hostelبا 6 یوان به سمت ایستگاه راه آهن حرکت می کنیم و در ساعت 25/20 شهر تاریخی XIANشهر همیشه صلح (به زبان چینی) را ترک می کنیم.

پس از سفر به دور چین حالا دوباره به نقطه اول یعنی پایتخت برمی گردیم. با اتوبوس خود را به یک نشانی hostelدر شهر شلوغ و بزرگ Beijingمی رسانیم. Hostelدر کنار ورزشگاه کارگران قرار گرفته و به دلیل تعمیرات ورزشگاه بسته است. Hostelدیگری در آن نزدیکی پیدا می کنیم. پس از طی تقریباً 1 کیلومتر به zhaolong hostelمی رسیم که به نظر مکان مناسب و مرتبی می آید. اتاقهای زیادی دارد و ما یک Twin bedبه قیمت 160 یوان در هر شب می گیریم. قیمت مناسبی برای شهر گران Beijingاست و فکر کنم بهترین جایی است که می توان پیدا کرد. روز اول آنقدر خسته ایم که بیشتر استراحت می کنیم و طرف های عصر به پارک 288 هکتاری chaoyangدر نزدیکی hostelمی رویم. پارک خیلی بزرگی است و 2 دریاچه و تعداد زیادی وسایل بازی دارد اما بسیار خلوت و ساکت است. کمی خرید می کنیم و به اتاق برمی گردیم. صبح با تاکسی راهی محل شهر ممنوعه یا forbidden cityمی شویم.

کرایه های تاکسی در پایتخت بیشتر است و ورودی 10 یوان بابت هر تاکسی به همراه ماندن در ترافیک، کرایه را به 30 یوان می رساند. میدان Tiananmenکه محل برگزاری مراسم سیاسی و نظامی چین و تقریباً شبیه میدان آزادی خودمان است درست در مرکز شهر واقع شده و شهر ممنوعه و موزه قصر یا palace museumبه آن نزدیک است. ورودی میدان 15 یوان و موزه 60 یوان است. تنها چیزی که به نظرم جالب تر است نمای زیبای شهر از بالای میدانTiananmenاست.

عکس بزرگی از رهبر بزرگ چین، مائو در سردر آویزان شده است. شهر ممنوعه که موزه قصر قسمتی از آن است مجموعاً مساحت 100 هکتار را اشغال کرده و در قرن 15 بنا شده که محل فرمانروایی بسیاری از امپراتورها در سلسلهMingو Qingبوده و ورود برای افراد غیر درباری ممنوع بوده است. تعداد اشیاء قدیمی این موزه به 5/1 میلیون قطعه می رسد. تعداد توریست ها و بازدیدکننده ها خیلی زیاد است و باد بسیار سردی در این دوازدهمین روز از فروردین می وزد و باعث می شود که نتوانیم همه قسمت ها را بگردیم. با این حال چند موزه را بازدید می کنیم و عصر به اتاق برمی گردیم تا برای برنامه روز بعد تدارک ببینیم.

دیوار بزرگ چین اما یکی از مهمترین مظاهر این کشور و جزو عجایب چندگانه دنیاست و به قول یک ضرب المثل چینی هیچ مرد چینی مرد نمی شود مگر آنکه این دیوار را از نزدیک ببیند. برای رفتن به این مکان تاریخی لازم نیست تور بگیرید زیرا با قیمت بسیار کمتری می توانید هر چقدر که بخواهید آنجا قدم بزنید. هر جای Beijingکه باشید می توانید با اتوبوس خطی و یا تاکسی خود را به ابتدای بزرگراه BADALING Expwayبرسانید. چون از آنجا اتوبوس های شماره 919 فقط با 7 یوان شما را به پای دیوار می برند. البته سفر 75 کیلومتری با آنها کمی مشکل است و بیش از 5/1 ساعت زمان می برد. اتوبوسهای دیگر که صندلی راحت تر و سرعت بیشتری دارند با همین شماره 919 و با 12 یوان از ایستگاه اصلی اتوبوس، گزینه دیگر است. ورودی دیوار چین 45 یوان است و می توانید چندین ساعت بستگی به توانتان روی دیوار (در واقع روی باروی دیوار) پیاده روی کنید. دیوار چین که به گفته ای800 سال طول کشیده شده تا ساخته شود عمری به اندازه 600 سال قبل از میلاد مسیح دارد. اما چند بار تا سال 1600 پس از میلاد خراب و بازسازی شده است.

بیشترین ارتفاع و عرض آن به ترتیب 7 و 5 متر است و با طول تقریبی 6000 کیلومتر بلندترین بنایی است که توسط بشر ساخته شده و تنها سازه ایست از کره ماه با چشم غیر مسلح قابل رویت است. این دیوار از 5 استان چین عبور می کند و قسمت قابل بازدید آن به نام BADALINGدر کوه های شمال Beijingهر روز میزبان هزاران توریست داخلی و خارجی است. تا بالاترین قسمت دیوار صعود می کنیم و سپس از یک انشعاب خلوت که منظره زیبایی دارد بر می گردیم. دیوار روی یال های یک رشته کوه بنا شده و به فواصل معین دارا برجکهایی است که بنا به شواهد محل نگهبانی سربازها بوده است. این دیوار در واقع هایلی استه که کل کشور را از استان مغولستان داخلی (مغولهای سابق) جدا میکند و بین این برجکها، سواره نظام با اسب تردد میکرده است. با این حال بارها قسمتهایی از دیوار در اثر حمله مغول ویران شده و حتی کل کشور به تسخیر مغولها درامده است.

با اتوبوس 919 تا مرکز شهر راه را طی می کنیم و شب سری به بازارها می زنیم. یکی از مراکز خرید در این شهر SOGOاست که چند ساختمان بزرگ را در مرکز شهر اشغال کرده و مملو از انواع اجناس است. کیفیت و قیمت این کالاها بالاتر از چیزی است که از کشور چین انتظار دارید. با کمی پرس و جو متوجه می شوم که قیمت وسایل الکتریکی حداقل 20 درصد از ایران بیشتر است جاهای دیگری را نشان می کنیم تا روز بعد سری به آنها بزنیم. راستی اینجا یک رستوران ایرانی به اسم داریوش هست که شماره تلفنش 64717478-010 است. همچنین شماره تلفن سفارت ایران هم 65324871-010 است. روی نقشه شهر، چند خیابان به نشانه مراکز عمده خرید، پررنگ شده که یکی از آنها خیابان Xidan Bidajiاز تقاطع خیابان Picai Hotongبه سمت جنوب است. یک پاساژ 4 طبقه پر از لباس و کفش و... پیدا می کنیم و چند ساعت صرف خرید می کنیم. قیمت ها اصلاً قابل قبول نیست و قیمت بعضی وسایل الکترونیکی از تهران هم بالاتر است. کل خریدها در همان کوله پشتی که آورده ایم جا می شود. یکی از غذاهای معروف شهر پایتخت اردک بریان است که اگرچه قسمت ما نشد اما توصیه می کنم سری به رستوران های Roast duckبزنید. چند ساعت قبل از پرواز با اتوبوس مخصوص فرودگاه که نزدیک Singxin Plazaایستگاه دارد و 16 یوان تا فرودگاه می گیرد عازم می شویم. 9 ساعت تا دبی و بعد 12 ساعت انتظار در فرودگاه دبی و 2 ساعت پرواز تا تهران، شاید خسته کننده باشد اما خدا را شکر می کنم که در پایان این 24 روز سفر، هر دو به سلامت کامل به سوی وطن بازمی گردیم.

سفر رو به اتمام است و مثل همیشه پیام آن شناخت مردمان و سرزمینهای دوردست و کسب تجارب و اندیشه های جدید است. چین چهاردهمین کشوری است که تا کنون سفر کرده ام و امیدوارم روزی دوباره به این دیار بازگردم. مردمان مهربان و خوشرو، سرزمینهای سرسبز و مه آلود، زبان عجیب، تاریخ قدیمی و پر رمز و راز و آن همه غذاهای تند و تیز و خیلی دیدنی ها و شنیدنی هایی که اکنون تنها خاطره هایش در ذهنم ماندگار می شود.

 

علیرضا مختار، فرودگاه بین المللی امام، فروردین 1386

.